برج میلاد تو هلقم اگه بخوام دروغ بگم ...

خرید بک لینک



رفته بودیم خونه ی عموم اینا که یه گودزیلای 6ساله دارن.

هی می رفت هی میومد,پامو لگد میکرد اخرشم دست کیکیشو مالید به لباسم

زن عموم

:وای ت رو خدا ببخشیدا...... من: ن بابا این چه حرفیه بچس دیگه نمی فهمه ... بعدشم رفتم لباسمو تمیز کنم

عرشیا(گودزیلا):خاله,خاله مرضیه بیا اتاقم کارت دارم

رفتم ت اتاقش میگه خاله جون ببخشیدا اما نفهم شمایی که من یه ساعته دارم با زبون بی زبونی میگم لامصب کارت دارم نمی فهمی.

من:((((((((((((((((((((((((:

بعدش عرشیا با کلی مقدمه چینی و نشون دادن سی دی و کتابای جدیدش گف خاله من از شما خیلی خوشم میاد.

من:(((((((((((((: چرا؟؟؟؟؟

عرشیا:اخه خیلی خوشکلی همیشه ام بوی خوب میدی تازشم واسم پاستیلم میخری. یه سوالم کنم؟

من:بپرس گل پسر؟

عرشیا:خاله دوس پسر موس پسر داری؟

من: ن این چه حرفیه خاله جون

عرشیا:اخ جون منم با کسی نیستم پس میای باهم دوس پسر دوس دختر شیم؟؟؟

من: ((((((((((((((((((((((((((((:

موقع رفتن(عرشیا): مرضی جون فکرات کن من از مهد اومدم بهت زنگ میزنم.....

ایا اینا بچن؟واقعانی؟خدایی بچن این نسل؟؟؟!!!!


ببخشید بچه ها کسی اسید تو دستو بالش نیست ..؟!



Ùx87اااÛx8c...ðx9fx99x86...

ما را در سایت Ùx87اااÛx8c...ðx9fx99x86 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 302 تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:22

صفحه بندی